خوش آمد گویی www.Pro3.ir

نظام پارسونزي


نظام پارسونزي

تعداد سفحات36صفحه قیمت : رایگان معرفی به دوستان
پارسونز مي دانست كه از چه اشتباهاتي بايد پرهيز كرد. در درجه اول نظريه بايد مبتني بر اراده گرايي باشد و نبايد افراد را به عنوان اجزاي بي فكر تصور كنيد، بلكه بايد تاكيد كند كه اشخاص مي توانند با تلاش هاي معقول و عاطفي خود دريابند كه چگونه عمل كنند پارسونز مي خواست از مهملاتي كه با تاكيد بيش از حد بر اراده گروه و امثال آن همراه است، اجتناب كند، او آن تصوير از جامعه را كه در آن هي فضايي براي بروز فرديت وجود نداشته باشد، نمي پذيرد.
پارسونز ضمن مقاومت در برابر اين افراط، از تفريط در فرد گرايي نيز مي پرهيزد. گفتن اين كه كل حيات اجتماعي از كنش هاي فردي و كنش هاي مبتني بر ارزيابي فردي شكل ميگيرد، مي تواند به جاي تصوير نظم به تصويري از هرج و مرج منجر شود. شواهد تجربي نشان ميدهد كه اشخاص مستقل از ارزش ها و تصميمات ديگران، تصميم نمي گيرند هدف پارسونز يافتن مباني نظريه اي بود كه بتواند هم از فردگرايي افراطي و هم از جبرگرايي افراطي اجتناب كند. 
عقلانيت
پارسونز بايد از تله هاي ديكر نيز پرهيز مي كرد يكي از اين ها عقلانيت بود به نظر پارسونز مطرح ساختن اين نكته كه اشخاص عقلاني رفتار مي كند اگر منظور از عقلاني اين است كه اشخاص هميشه همة گزينه هاي كنش خويش ار مي شناسند و دقيقا آن نتيجه اي را كه هر يك از گزينه ها خواهد داشت مي دانند و هميشه كنشي را انتخاب مي كند كه با كارآ ترين گزينه متناسب باشد مهمل خواهد بود. پرواضح است كه عقلانيتي از اين نوع وجود ندارد و پس چه چيز ديگري وجود دارد؟ پارسونز اين فكر را به طور كامل رد نمي كند كه افراد با علم به نتيجه مورد نظرشان رفتار مي كنند يا اين كه آن ها كاري را انجام مي دهند كه به نظر مي رسد به يك نتيجه قابل پيش بيني منتهي مي شود وي طرح اهداف وسايل را مي پذيرد اما فكر تبعات دقيق عقلانيت است. 
ايستارهاي ارزشي
نفي عقلانيت بي قيد و شرط، موجب نفي مسئله اي بزرگ است و آن اين كه چه مكانيسم هاي در كل در تنظيم كردن گزينه هاي انتخاب و نظم موثرند؟ علم اقتصاد با رجوع به شكل نهاد گرايي به اين سوال پاسخ مي دهد.
پارسونز به علت تحصيل در رشته اقتصاد، مي دانست كه تلاش ها براساس استفاده از نظريه كلاسيك اقتصاد كه در بسياري از موارد به دليل استفاده فرض تصادفي بودن اميال با شكست روبرو شده است، موجه نيست. خواسته ها به طور مجزا، ان چنان كه گويي در خلاء قرار دارند، بروز نمي كنند. به طور كلي نوعي تاثير گروهي، آشكارا، خواسته هاي فردي را در حصر الگوهاي منسجم تر قرار مي دهد؛ اين الگوها را مي توان ايستارهاي ارزشي به لحاظ فرهنگي متعين ناميد. پارسونز ميديد كه اقتصاد دانان دانشگاهي فرض مي كنند كه برخي از رفتارهاي انساني بر اراده گرايي و رفتار فردي عقلاني مبتني است ضمن آن كه انسان ها به زيور مجموعه هاي به لحاظ اجتماعي معتبر و محدودي از گزينه ها تجهيز مي نمايند، و بدين ترتيب شرط محدود كنده اي را بر اقتصاد كلاسيك افزوده اند. اما پارسونز، فقط موضوع محدوديت گزينه ها را پذيرفت و ايدة اساسي ايستارهاي ارزشي را به طرح خود افزود.
به منظور بسط نكته نظر ايستارهاي ارزشي، لازم است به نكات بيشتر اشاره شود. به اين نكته بايد اشاره كرد كه جامعه آنچه را آنچه را اعضايش ارزشمند در نظر مي گيرند، معين ومحدود مي كند مسئله ديگر اين است كه محدوديت ها از جا ريشه مي گيرند و از  چه نوعي هستند آيا بايد آن ها را محدوديت هاي شناختي دانست كه تمام افراد جامعه به لحاظ عقلي آن را موجه دانسته و عالما آن را پذيرفته اند؟ به اندازه كافي دليل بر نفي اين اعتقاد وجود دارد. حداقل به يك دليل، محدوديت هاي جسمي از اين نوع مي تواند به راحتي زيان آور باشد، واحتمالا به رشو هايي به وضوح محدود كننده تر از ان روش هايي كه درجامعه بشري مشود است،مي انجامد به علاوه شواهد زيادي وجود داردكه نشان مي دهد اشخاص از نظر عاطفي عميقا به قساوت ها و ارزش هايتان وابسته هستند، و معمولاً نمي توان اين عقايد را كاملا بر بنياني عقلي تعليل كرد. بنابراين نتيجه گيري موقتي پارسونز آن بود كه ايستارهاي ارزشي بايد به عنوان بيان احساساي كه ريشه در حيات جمعي اجتماع دارند، در نظر گرفته شوند هميهش نمي توان اين ايستارها را با عقل و استدلال تعليل كرد.

قیمت : رایگان


مشابه ها

نظر کاربران


ارسال پیام
 
  
 
 
کد را وارد کنید