خوش آمد گویی www.Pro3.ir

ادبیات زنان ومردان


ادبیات زنان ومردان

تعداد صفحات23صفحه قیمت : رایگان معرفی به دوستان
ادبيات زنانه و مردانه
زن رنجكشيده و كهن الگوها 
در دهه هاى اخير شاهد به چالش كشيده شدن تصوير زن ازسوى حاميان برابرى بوده ايم، گاهى مناقشات دراين زمينه بالاگرفته و توجه مطبوعات را نيز جلب كرده است. مقالات و حتى كتابهايى در باب نسوان به مثابه گروهى رنج كشيده يا دردناك بودن زنانگى نوشته شده و زواياى گونه گونى عزيمت گاه مباحثى با محوريت زن شدند. از آنجا كه متون كهن ـ چه تاريخى، چه تربيتى و چه ادبى ـ شاهد سلوك زن درتاريخ بوده اند به عنوان سندهايى خاموش موردتوجه قرارگرفتند. 
ارواح نويسندگان اينجا و آنجا درمصاحبه هاى بلند و كوتاه احضارشده و تأديب كشتند. دركتابى (تاريخ مذكر) خواندم تنها زن ايرانى كه درمتون فارسى حضور فعال دارد مادر حسنك است كه البته او هم درنهايت جگرآور بودن به گريه نكردن اكتفامى كند. اما آيا به راستى راه ديگرى براى تحقيق نمانده است؟ 
درنگاه اول، اغلب كتابها نااميدكننده اند اما پايگاههاى مقاومت نيز ديده مى شوند. 
مثلاً مولوى [بين شعرا] مردانى را كه عاشق همسر خود نيستند ناقص مى داند و ابن عربى [بين عرفا] زن را قابل و حق را فاعل مى پندارد، آنگاه نتيجه مى گيرد كه او پذيراى صور حق است. 

به تاريخ دور و كهن الگوها كه دقيق مى شوم نمى توانم جلوى تعجب خودم را بگيرم. 
گذشته از مادر ـ خدابودن مادر بودا در شرق و مريم مقدس درغرب، در فرهنگ ما حضرت فاطمه (س) علت خلقت معرفى شده و حضرت على (ع) مى فرمايند: وقتى حضرت رسول(ص) درباره مقام و حق زن در برابر مرد مى گفتند احساس كردم كه مى خواهند بگويند هيچ مردى حق اف گفتن به زن خود را ندارد. 
در دوره اشكانى حق مالكيت، سهم ارث و حق شكايت به دادگاه از بدرفتارى شوهر داشتند، كوروش برخلاف سنن و تحت تأثير آتوسا، پسركوچكتر خودش «خشايار» را به وليعهدى برمى گزيند، گردآفريد، فرنگيس و گردويه جنگ آور و فرمانده بودند و هما، دينك، پوراندخت و آزرميدخت به پادشاهى رسيدند. 
درآيين مزدايى سه تن از گروه فرشتگان يا ايزدان جاودانى زن اند. تا به حال به شاهنامه فكركرده ايد، بيشتر پيشنهادهاى ازدواج ازسوى دختران است. 
اما آيا عملاً همه چيز به همين خوشى بوده است؟ 
اين عنصرالمعالى نيست كه در قابوسنامه ترديد مى كند آيا دختران بايد آموزش ببينند؟ آيا نظامى نمى گويد: «آيا نمى بينى كه ريحان را چون تروتازه باشد ببويند و چون به پژمردگى دگرگون حال شود در [پليدى جاى] افكنند» و به اين ترتيب زن همچون محصولى مصرف شدنى بررسى مى شود. 
جمله هاى ضدونقيضى كه نوشته ام وقتى بحرانى تر مى شوند كه به ياد بياوريم زبان فارسى ماهيتى خنثى دارد، به عنوان مثال ما در اشاره به زن و مرد فقط مى گوييم «او» اما در ديگر زبانها مجبور به روشن كردن جنسيت «مورداشاره پذير» هستيم. 
آيا ما سنتى زن ستيز را پشت سر نهاده ايم؟ براى پاسخ به اين پرسش نمى توان به يك نگاه ايدئولوژيك متكى بود چرا كه ويژگى تقليل دهنده ايدئولوژى بنا به آنچه مشهور است توليدكننده نوعى آگاهى كاذب است در حالى كه ما به سازوكارى فرارونده وفراگير نيازمنديم. 
74 بار دانلود دانلود
قیمت : رایگان


مشابه ها

نظر کاربران


ارسال پیام
 
  
 
 
کد را وارد کنید